ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
6
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
به طرفدارى از انسانى كه ريختن خونش را حلال مى دانسته است بيعت را بشكند و پيمان گسلى كند ، و اگر معتقد به حرمت خون او بوده است بر او واجب بود كه مردم را از هجوم به عثمان باز دارد و در آن باره حجت و عذر آورد و اگر در آن مورد شك و ترديد داشته بر او واجب بوده است از آن كار كناره گيرد و به گوشهيى برود و حال آنكه چنين نكرد بلكه نخست او آتش فتنه را برافروخت و ديگرى آن را تيزتر كرد . اگر بگويى ممكن است طلحه نخست معتقد به حلال بودن ريختن خون عثمان بوده و پس از كشته شدن عثمان عقيدهاش دگرگون شده و معتقد گرديده است كه كشتن عثمان حرام بوده و واجب است قاتلان او را قصاص كنند . مى گويم : اگر طلحه چنين اعترافى كرده بود على عليه السلام اين گونه تقسيم نمى كرد ، و اين را از آن جهت گفته است كه طلحه بر يك عقيده پايدار بوده است و اين تقسيم با اين فرض صحيح است و جاى هيچ گونه طعنهيى در آن نيست و و طلحه بر همان حال بوده و هرگز هم از او نقل نشده است كه بگويد از آنچه نسبت به عثمان كردم پشيمان شدم . اگر بگويى چگونه امير المومنين عليه السلام فرموده است « طلحه هيچيك از اين سه حالت را نداشت و به آن عمل نكرد » در صورتى كه طلحه يكى از آن كارها را انجام داده است و آن يارى دادن قاتلان عثمان به هنگام محاصره اوست . مى گويم : مقصود على ( ع ) اين است كه اگر عثمان ظالم بوده است بر طلحه واجب است كه قاتلان او را پس از قتل عثمان يارى دهد و از آنان حمايت كند و از ايشان در قبال هر كس كه به آنان حمله كند دفاع كند و معلوم است كه طلحه چنين نكرده است و فقط هنگامى كه عثمان زنده بوده چنان كرد و اين خارج از اين تقسيم است . خطبه ( 176 ) از سخنان آن حضرت ( ع ) در اين خطبه كه با عبارت « ايها الناس غير المغفول عنهم ، و التاركون و المأخوذ منهم » « هان اى مردمى كه غافل اند و از ايشان غافل نيستند ، فرمانهاى خدا را رها